سیخک
#۱۲۳٬۳۳۹
goad
سیخک، سیخ، خار، مهمیز، انگیزه، تحریک کردن، آزردن، سک، سک زدن
gad
جاد فرزند یعقوب و زلفه، سیخک، سیخ، دیلم، گوه، نیزه، سنان، میله، اندازه گیرى طول، شلاق سیخى، به خدا، ترا به خدا، میله زدن به، با میله بستن، با میخ محکم کردن، هرزه گردى کردن
jag
دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن
gaff
خنده بلند، قهقهه، قلاب یا نیزه خاردار ماهى گیرى، نیزه، چنگک، سیخک، شوخى فریبنده، حیله، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین، تفریحگاه ارزان، پیرمرد پرحرف، گفتار بیهوده، فریاد، با صداى بلند خندیدن، قلابدار کردن، گول زدن، قماربازى کردن
steeve
(در انبار کشتى) بار کردن، تنگ هم چیدن، خفت کردن، میله اى که نوک آن قلابى دارد و براى آزمایش محتویات عدل پنبه و امثال آن به کار مى رود، سیخک
spicula
(spicule =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله
spicule
(spicula =) ـ خار، سیخک، شاخک حساس نوک تیز، سنبله
spur
مهمیز، سیخ، مهمیز زدن