فرهنگ آریان‌پور

سیخ

#۱۲۳٬۳۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fid

سیخ، میله حایل، سنجاق، با میله نگهداشتن

۲

prod

سیخ زدن، سک زدن، برانگیختن، ترغیب

۳

poker

سیخ بخارى، سیخ زن، بازى پوکر

۴

gad

جاد فرزند یعقوب و زلفه، سیخک، سیخ، دیلم، گوه، نیزه، سنان، میله، اندازه گیرى طول، شلاق سیخى، به خدا، ترا به خدا، میله زدن به، با میله بستن، با میخ محکم کردن، هرزه گردى کردن

۵

goad

سیخک، سیخ، خار، مهمیز، انگیزه، تحریک کردن، آزردن، سک، سک زدن

۶

grid

تورى، سیخ، سیخ شبکه اى، رشته هاى درهم و بر هم راه آهن و مانند آن، دریچه سوراخ سوراخ، سیخ دار کردن، با رشته ها و میله هاى درهم و بر هم مجهز کردن، کباب کردن

۷

spit

(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن

۸

erect

عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن

۹

stiff

سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن

۱۰

broach

سنجاق کراوات، برش، سیخ، شکل سیخ، به شکل مته، سوراخ کن، سوراخ کردن، نوشابه درآوردن (از چلیک)، براى نخستین بار باز کردن، باز کردن یا مطرح نمودن، به سیخ کشیدن، تخلف کردن از

۱۱

ramrod

سنبه، میل، سنبه تفنگ یا توپ، سیخ، خم شدنى

۱۲

stylet

دشنه، خنجر، قلم گراور سازى و حکاکى، سیخ

۱۳

wooden

چوبى، از چوب ساخته شده، خشن، شق، راست، سیخ

۱۴

skewer

کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب skew