فرهنگ آریان‌پور

سیاه کردن

#۱۲۳٬۱۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

blacken

سیاه کردن، (مجازى) لکه دار یا بدنام کردن

۲

black

سیاه، تیره، سیاه شده، چرک و کثیف، زشت، تهدید آمیز، عبوسانه، سیاهى، دوده، لباس عزا، سیاه رنگ، سیاه رنگى، سیاه کردن

۳

colly

با دوده سیاه کردن، سیاه کردن، دوده

۴

begrime

چرک کردن، سیاه کردن

۵

denigrate

لکه دار کردن، سیاه کردن، بد نام کردن