فرهنگ آریانپور
سیاه کردن
#۱۲۳٬۱۵۵
blacken
سیاه کردن، (مجازى) لکه دار یا بدنام کردن
black
سیاه، تیره، سیاه شده، چرک و کثیف، زشت، تهدید آمیز، عبوسانه، سیاهى، دوده، لباس عزا، سیاه رنگ، سیاه رنگى، سیاه کردن
begrime
چرک کردن، سیاه کردن
shades
سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade