فرهنگ آریان‌پور

سیاه‌ کردن

#۱۲۳٬۱۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

blacken

سیاه کردن، (مجازى) لکه دار یا بدنام کردن

۲

black

سیاه، تیره، سیاه شده، چرک و کثیف، زشت، تهدید آمیز، عبوسانه، سیاهى، دوده، لباس عزا، سیاه رنگ، سیاه رنگى، سیاه کردن

۳

begrime

چرک کردن، سیاه کردن

۴

shades

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade