فرهنگ آریان‌پور

سیاست بازی‌ کردن

#۱۲۲٬۹۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

politic

دیپلوماسى، آراسته، مهذب، با سیاست، سیاس، سیاسى، نماینده سیاسى، زندانى سیاسى