فرهنگ آریانپور
سیاست
#۱۲۲٬۹۶۵
policy
سیاست، خط مشى، سیاستمدارى، مصلحت اندیشى، کاردانى، بیمه نامه، ورقه بیمه، سند معلق به انجام شرطى، اداره یا حکومت کردن
kingcraft
سیاست، پادشاهى
polity
طرز حکومت، طرز اداره، سیاست
politcs
علم سیاست، سیاست، سیاست شناسى
politics
علم سیاسى، علم سیاست، کارهاى سیاسى، امور سیاسى، اصول سیاست
diplomacy
دیپلماسى، سیاست، سیاستمدارى
deal
(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن
strategy
رزم آرایى، استراتژى، فن تدابیر جنگى، فن لشکرکشى، حیله