فرهنگ آریان‌پور

سیار

#۱۲۲٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rover

سیار، ولگرد خانه به دوش، دزد دریایى، عیار

۲

itinerant

سیار، دوره گرد

۳

mobile

متحرک، سیار، قابل حرکت، قابل تحرک، سیال

۴

migrant

کوچ کننده، مهاجر، سیار، جانور مهاجر، کوچگر

۵

ambulant

گردنده، سیار، متحرک

۶

visitant

دیدار گر، ملاقات کننده، مهاجر، زائر، سیاح، سیار

۷

wanderer

سرگردان، سیار، آواره

۸

ambulatory

گردشى، گردنده، سیار

۹

rambling

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن

۱۰

migratory

وابسته به مهاجرت، مهاجرت کننده، جابجا شونده mobile _

۱۱

peripatetic

وابسته به فلسفه ارسطو، راه رونده، گردش کننده، سالک، دوره گرد، پیاده رو riotously wandering