فرهنگ آریان‌پور

ابهام

#۱٬۲۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ambiguity

ابهام، نامعلومى، سخن مشکوک، گنگى معنى

۲

amphibology

ابهام، سخن دوپهلو، ایهام

۳

equivocation

ابهام، دروغ

۴

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۵

haze

مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن

۶

mist

مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن

۷

foggage

(moss , fog =) ـ مه، ابهام

۸

obscurity

تیرگى، تارى، ابهام، گمنامى blurriness

۹

anfractuosity

پیچیدگى، پیچ و خم، ابهام

۱۰

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان) haziness mistiness

۱۱

dimness

کم نورى، تیرگى، تارى، تاریکى

۱۲

opacity

کدرى، تارى، حاجب ماورایى، ایهام

۱۳

indeterminacy

بى تکلیفى، نا معلومى، نا مشخصى، پا در هوایى