فرهنگ آریانپور
ابهام
#۱٬۲۲۹
ambiguity
ابهام، نامعلومى، سخن مشکوک، گنگى معنى
amphibology
ابهام، سخن دوپهلو، ایهام
equivocation
ابهام، دروغ
fog
مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن
haze
مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن
mist
مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن
foggage
(moss , fog =) ـ مه، ابهام
obscurity
تیرگى، تارى، ابهام، گمنامى blurriness
anfractuosity
پیچیدگى، پیچ و خم، ابهام
gloom
تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان) haziness mistiness
dimness
کم نورى، تیرگى، تارى، تاریکى
opacity
کدرى، تارى، حاجب ماورایى، ایهام
indeterminacy
بى تکلیفى، نا معلومى، نا مشخصى، پا در هوایى