فرهنگ آریانپور
سوهش
#۱۲۲٬۸۲۹
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
sense
حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن
feeling
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
sensation
احساس، حس، شور، تاثیر، (معنى مجازى) ظاهر