فرهنگ آریان‌پور

اعدام

#۱۲٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۲

gallows

دار، چوبه دار، اعدام، به دار آویزى، مستحق اعدام

۳

execution

اجرا، انجام، اعدام، ضبط، توقیف

۴

extinction

اطفاء، خاموش سازى، اعدام، انهدام، انقراض