فرهنگ آریانپور
سوگند دادن
#۱۲۲٬۷۱۴
adjure
سوگند دادن، قسم دادن، لابه کردن، تقاضا کردن، به اصرار تقاضا کردن (از)
conjure
التماس کردن به، سوگند دادن، جادو کردن
administration
اداره ى کل، حکومت، اجرا، الغاء، سوگند دادن، (حقوق) تصفیه، وصایت، تقسیمات جزء وزارتخانه ها در شهرها، فرمدارى
swear
(past: swore ; past participle: sworn) ـ ناسزا، سوگند خوردن، قسم دادن، فحش، ناسزا گفتن
attest
شهادت دادن، سوگند یاد کردن، تصدیق امضاء کردن