فرهنگ آریانپور
سوق دادن
#۱۲۲٬۶۷۷
Lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک
tote
بار بردن، حمل و نقل کردن، سوق دادن، جمع کردن، مجموع، برپشت حمل کردن
propel
به جلو راندن، سوق دادن، بردن، حرکت دادن
actuate
به کار انداختن، تحریک کردن، برانگیختن، سوق دادن، نشان دادن
impel
وادار کردن، بر آن داشتن، مجبور ساختن
channel
شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال
channelize
کندن (مجرا یا راه آب)