فرهنگ آریان‌پور

سوسو زن

#۱۲۲٬۶۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flasher

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى flash