فرهنگ آریان‌پور

سوسو زدن

#۱۲۲٬۶۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shimmer

سوسو زدن، روشن و خاموش شدن، روشنایى لرزان داشتن، داراى تصویر یا شکل لرزان و مرتعش بودن، تموج داشتن، موج زدن

۲

blink

چشمک زدن، سوسو زدن، تجاهل کردن، نادیده گرفته، نگاه مختصر، چشمک

۳

gleam

نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن

۴

simper

بى جا خندیدن، سفیهانه خندیدن، خنده زورکى کردن، پوزخند زدن، سوسو زدن (نور)

۵

glimmer

روشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدن

۶

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۷

glint

برق، تلالوء، تابش، ظهور آنى، زودگذر، تابیدن، درخشیدن، درخشانیدن، تابانیدن

۸

flicker

لرزیدن، سوسوزدن، پرپر زدن، جنبش، سوسو، در اهتزاز بودن

۹

twinkle

چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء