فرهنگ آریان‌پور

سوسو

#۱۲۲٬۶۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shimmer

سوسو زدن، روشن و خاموش شدن، روشنایى لرزان داشتن، داراى تصویر یا شکل لرزان و مرتعش بودن، تموج داشتن، موج زدن

۲

gleam

نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن

۳

flicker

لرزیدن، سوسوزدن، پرپر زدن، جنبش، سوسو، در اهتزاز بودن

۴

glimmer

روشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدن

۵

wink

چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن

۶

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۷

twinkle

چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء

۸

scintillation

برق زنى، درخشش، جرقه، برق