فرهنگ آریانپور
سوسو
#۱۲۲٬۶۱۹
shimmer
سوسو زدن، روشن و خاموش شدن، روشنایى لرزان داشتن، داراى تصویر یا شکل لرزان و مرتعش بودن، تموج داشتن، موج زدن
gleam
نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن
flicker
لرزیدن، سوسوزدن، پرپر زدن، جنبش، سوسو، در اهتزاز بودن
glimmer
روشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدن
wink
چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن
flash
تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى
twinkle
چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء
scintillation
برق زنى، درخشش، جرقه، برق