فرهنگ آریانپور
سوزن
#۱۲۲٬۵۰۰
needle
سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه
stilus
(stylus =) ـ قلم فولادى حکاکى و گراور سازى، سوزن
stylus
(stilus =) ـ قلم، نوک سوزنى، قلم فولادى حکاکى و گراور سازى، سوزن
shot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن
shunt
ترن را بخط دیگرى انداختن، منحرف کردن، تغییر جهت دادن، از میان بردن، کنار گذاشتن، موازى، مقاومت موازى
switch
گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض switch points