فرهنگ آریان‌پور

سوزن

#۱۲۲٬۵۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

needle

سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه

۲

stilus

(stylus =) ـ قلم فولادى حکاکى و گراور سازى، سوزن

۳

stylus

(stilus =) ـ قلم، نوک سوزنى، قلم فولادى حکاکى و گراور سازى، سوزن

۴

shot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۵

shunt

ترن را بخط دیگرى انداختن، منحرف کردن، تغییر جهت دادن، از میان بردن، کنار گذاشتن، موازى، مقاومت موازى

۶

switch

گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض switch points