فرهنگ آریانپور
سوزان
#۱۲۲٬۴۶۷
ablaze
سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته
fervid
سوزان، مشتاق
ardent
گرم، سوزان، تند و تیز
torrid
حاره، زیاد گرم، حاد، سوزاننده، سوزان، محترق، بسیار مشتاق
alight
روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن
flaring
شعله ور، سوزان
acrimonious
تند، زننده، سوزان
live
زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر live آب و هوا
mordant
زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار، (رنگرزى) ماده ثابت کننده، ماده ثبات به کار بردن مجازی
caustic
(مجازى) نیشدار، تند، تیز، هجو آمیز، سوزش آور
poignant
تیز، تند و تلخ، زننده، نیشدار، گوشه دار سخن یا نگارش
vitriolic
(vitriol =) ـ نمک جوهر گوگرد، زاج، توتیا، سخن تند، جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) زدن به، تند و سوزنده سخن و نوشته