فرهنگ آریان‌پور

سورچرانی‌ کردن

#۱۲۲٬۴۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

feast

مهمانى، سور، ضیافت، جشن، عید، خوشگذرانى کردن، جشن گرفتن، عیاشى کردن

۲

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن