فرهنگ آریان‌پور

سورتمه سواری‌ کردن

#۱۲۲٬۴۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mush

حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد

۲

sled

سورتمه، سورتمه راندن، با سورتمه حمل کردن

۳

bobsled

نوعى سورتمه کوچک

۴

toboggan

سورتمه دراز و باریک، با سورتمه رفتن