فرهنگ آریانپور
سورتمه
#۱۲۲٬۳۹۹
sled
سورتمه، سورتمه راندن، با سورتمه حمل کردن
sledge
سورتمه، غلتک، چکش آهنگرى، پتک، پتک زدن، سورتمه راندن
slide
(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن
bobsled
نوعى سورتمه کوچک