فرهنگ آریان‌پور

سورتمه

#۱۲۲٬۳۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sled

سورتمه، سورتمه راندن، با سورتمه حمل کردن

۲

sledge

سورتمه، غلتک، چکش آهنگرى، پتک، پتک زدن، سورتمه راندن

۳

slide

(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن

۴

bobsled

نوعى سورتمه کوچک