فرهنگ آریان‌پور

سوراخگیر

#۱۲۲٬۳۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

tap

شیر آب، ضربت آهسته، ضربات آهسته و پیوسته زدن، شیر آب زدن به، از شیر آب جارى کردن، بهره بردارى کردن از، سوراخ چیزى را بند آوردن

۲

plug

توپى، سوراخ گیره، در، سر، قاش، قاچ، دوشاخه کلید اتصال، سربطرى، توپى گذاشتن (در)، بستن، درچیزى را گرفتن، قاچ کردن، تیر زدن، برق وصل کردن، دو شاخه

۳

spigot

توپى، لب لوله که در لوله دیگرى جا مى افتد، شیر آب، سوراخ گیر