فرهنگ آریان‌پور

سوراخ سوراخ‌ کردن

#۱۲۲٬۳۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

riddle

سوراخ سوراخ کردن، غربال کردن، سرند، معما، چیستان، لغز، رمز، جدول معما، گیج و سردر گم کردن، تفسیر یا بیان کردن

۲

spray

شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ

۳

pepper

فلفل، فلفل کوبیده، فلفلى، با ضربات پیاپى زدن، فلفل پاشیدن، فلفل زدن به، تیرباران کردن

۴

honeycomb

شانه عسل، آرایش شش گوش خانه خانه کردن