فرهنگ آریان‌پور

اعتماد کردن

#۱۲٬۲۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rely

اعتماد کردن

۲

lippen

(اسکاتلند) محول کردن، اعتماد کردن

۳

trust

اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به

۴

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۵

accredit

اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن (به)، معتبر ساختن، اختیار دادن، اطمینان کردن (به)، مورد اطمینان بودن یا شدن، برسمیت شناختن (موسسات فرهنگى)، معتبر شناختن