فرهنگ آریان‌پور

سوراخ - سوراخ -

#۱۲۲٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pitted

چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن pit

۲

pitting

چاله کنى، ایجاد حفره، سوراخ سوراخ

۳

alveolar

سوراخ سوراخ، حفره دار، حبابک دار

۴

cancellate

مشبک، سوراخ سوراخ، اسفنجى، شبکه مانند

۵

cancellous

(کالبد شکافى) سوراخ سوراخ، اسفنجى

۶

cribriform

سوراخ سوراخ، مشبک

۷

punctulate

(جانور شناسى) خال خال، نقطه نقطه، سوراخ سوراخ