فرهنگ آریان‌پور

سودمندی

#۱۲۲٬۲۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

utility

سودمندى، مفیدیت، سود، فایده، صنایع همگانى (مثل برق و تلفن)، کاربردپذیرى

۲

efficacy

اثر، تاثیر، سودمندى، درجه تاثیر

۳

efficacity

(efficacy =) ـ اثر، تاثیر، سودمندى، درجه تاثیر

۴

utilization

به کارگیرى، بهره بردارى، به کار گرفتگى، سودمندى، استفاده، مصرف، به کار برى

۵

productivity

فرآورش، حاصلخیزى، بارورى، سودمندى

۶

subserviency

(subservience =) ـ سودمندى، کمک، چاپلوسى، تملق، زیر زاورى

۷

avail

سودمند بودن، به درد خوردن، داراى ارزش بودن، در دسترس واقع شدن، فایده بخشیدن، سود، فایده، استفاده، کمک، ارزش helpfulness

۸

profitability

سودبخشى usefulness