فرهنگ آریان‌پور

سودمند

#۱۲۲٬۲۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lucrative

سودمند، پرمنفعت، نافع، موفق

۲

beneficial

سودمند، مفید، نافع، پرمنفعت، با استفاده

۳

advantageous

سودمند، نافع، باصرفه

۴

instrumental

سودمند، وسیله ساز، مفید، قابل استفاده، آلت، وسیله، حالت ابزارى

۵

handy

با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال

۶

salutary

سالم و مغذى، سلامت بخش، سودمند، درودى

۷

available

دردسترس، فراهم، قابل استفاده، سودمند، موجود، دسترس پذیر

۸

conducive

موجب شونده، سودمند، مساعد، منجر شونده

۹

fructuous

پر میوه، بارور، سودمند

۱۰

purposive

متضمن مقصود، مبنى بر منظور، سودمند

۱۱

commodious

جادار، به کار خور، مقرون بصرفه، سودمند

۱۲

salubrious

سازگار، گوارا، سالم، صحت بخش، سودمند

۱۳

serviceable

روبراه شدنى، تعمیر پذیر، سودمند، به درد خور، قابل استفاده

۱۴

subservient

چاپلوس، پست، تابع، مادون، سودمند، متملق

۱۵

benefactress

بانى خیر (زن)، زن نیوکار، سودمند، مفید، نافع

۱۶

commodity

وسیله مناسب، متاع، کالا، جنس