فرهنگ آریانپور
سودمند
#۱۲۲٬۲۰۵
lucrative
سودمند، پرمنفعت، نافع، موفق
beneficial
سودمند، مفید، نافع، پرمنفعت، با استفاده
advantageous
سودمند، نافع، باصرفه
instrumental
سودمند، وسیله ساز، مفید، قابل استفاده، آلت، وسیله، حالت ابزارى
handy
با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال
salutary
سالم و مغذى، سلامت بخش، سودمند، درودى
available
دردسترس، فراهم، قابل استفاده، سودمند، موجود، دسترس پذیر
conducive
موجب شونده، سودمند، مساعد، منجر شونده
fructuous
پر میوه، بارور، سودمند
purposive
متضمن مقصود، مبنى بر منظور، سودمند
commodious
جادار، به کار خور، مقرون بصرفه، سودمند
salubrious
سازگار، گوارا، سالم، صحت بخش، سودمند
serviceable
روبراه شدنى، تعمیر پذیر، سودمند، به درد خور، قابل استفاده
subservient
چاپلوس، پست، تابع، مادون، سودمند، متملق
benefactress
بانى خیر (زن)، زن نیوکار، سودمند، مفید، نافع
commodity
وسیله مناسب، متاع، کالا، جنس