فرهنگ آریانپور
سودا
#۱۲۲٬۱۶۹
melancholia
سودا، مالیخولیا، افسردگى، دلتنگى، گرفتگى
yellow bile
سودا، صفرا، ماده ى زردى که در قدیم مى گفتند از کبد ترشح مى شود و موجب ایجاد حالت سودایى مى گردد
hyp
(hypochondria =) ـ مالیخولیا، سودا
mare
مادیان، بختک، کابوس، عجوزه، جادوگر، مالیخولیا، سودا، (در سطح ماه) تاریکى، دریا
eczema
اگزما، سودا
bargain
خرید ارزان، سودا، معامله، داد و ستد، چانه زدن، قرارداد معامله، قرارداد معامله بستن
melancholy
مالیخولیا، سودا، سودا زدگى، غمگین
hypochondria
مالیخولیا، حالت افسردگى، سودا، مراق، اضطراب و اندیشه بیهوده راجع به سلامتى خود
soda water
مشروب غیر الکلى گاز دار، لیموناد، سودا
tonic
نیروبخش، مقوى، صدایى، آهنگى
commerce
تجارت، بازرگانى، معاشرت، تجارت کردن
soda pop
نوشیدنى غیر الکلى (مثل کوکاکولا)