فرهنگ آریان‌پور

سودا

#۱۲۲٬۱۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

melancholia

سودا، مالیخولیا، افسردگى، دلتنگى، گرفتگى

۲

yellow bile

سودا، صفرا، ماده ى زردى که در قدیم مى گفتند از کبد ترشح مى شود و موجب ایجاد حالت سودایى مى گردد

۳

hyp

(hypochondria =) ـ مالیخولیا، سودا

۴

mare

مادیان، بختک، کابوس، عجوزه، جادوگر، مالیخولیا، سودا، (در سطح ماه) تاریکى، دریا

۵

eczema

اگزما، سودا

۶

bargain

خرید ارزان، سودا، معامله، داد و ستد، چانه زدن، قرارداد معامله، قرارداد معامله بستن

۷

melancholy

مالیخولیا، سودا، سودا زدگى، غمگین

۸

hypochondria

مالیخولیا، حالت افسردگى، سودا، مراق، اضطراب و اندیشه بیهوده راجع به سلامتى خود

۹

soda water

مشروب غیر الکلى گاز دار، لیموناد، سودا

۱۰

tonic

نیروبخش، مقوى، صدایى، آهنگى

۱۱

commerce

تجارت، بازرگانى، معاشرت، تجارت کردن

۱۲

soda pop

نوشیدنى غیر الکلى (مثل کوکاکولا)