فرهنگ آریان‌پور

سود دادن

#۱۲۲٬۱۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pay

(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت

۲

earn

تحصیل کردن، کسب معاش کردن، به دست آوردن، دخل کردن، درآمد داشتن

۳

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده