فرهنگ آریانپور
سوخته
#۱۲۲٬۱۲۹
adust
سوخته، خشکیده، با حرارت
scorched
بو داده، سوخته
charred
(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال
#۱۲۲٬۱۲۹
سوخته، خشکیده، با حرارت
بو داده، سوخته
(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال