فرهنگ آریان‌پور

سوختن

#۱۲۲٬۱۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

combustion

سوختن، سوخت، اشتعال، احتراق

۲

burn in

سوختن

۳

burn

(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) ـ سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتش شهوت سوختن، اثر سوختگى

۴

broil

سرخ کردن (روى آتش)، کباب کردن، سوختن، داد و بیداد

۵

singe

سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن

۶

consumption

مصرف، سوختن، زوال، (پزشکى) مرض سل

۷

ablate

از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن

۸

ignite

آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن