فرهنگ آریان‌پور

سوختگی

#۱۲۲٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

burnt

(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) ـ سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتش شهوت سوختن، اثر سوختگى burn

۲

scald

با آب گرم سوزاندن، آب جوش ریختن روى، تاول زده کردن، تاول، اثر آب جوش بر روى پوست، سوختگى، آب پز کردن

۳

scorch

به طور سطحى سوختن، تاول زدن، سوزاندن، بو دادن، سوختگى، تاول