فرهنگ آریانپور
سوخت
#۱۲۲٬۰۶۶
fuel
سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن
stoker
تون تاب، متصدى سوخت کوره، سوخت، سیخ بخارى
combustion
سوختن، سوخت، اشتعال، احتراق
feed
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه
energy
کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى