فرهنگ آریان‌پور

سوخت

#۱۲۲٬۰۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fuel

سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن

۲

stoker

تون تاب، متصدى سوخت کوره، سوخت، سیخ بخارى

۳

combustion

سوختن، سوخت، اشتعال، احتراق

۴

feed

(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه

۵

energy

کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى