فرهنگ آریان‌پور

سوخاری

#۱۲۲٬۰۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۲

crispy

(crisp =) ـ ترد، مجعد، پرچین و شکن