فرهنگ آریان‌پور

سوای

#۱۲۲٬۰۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

forby

(forbye =) ـ نزدیک، از نزدیک، از پهلوى، جز، سواى، بعلاوه

۲

except

مستثنى کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن جز، بجز، مگر، به استثناى، غیر از، سواى

۳

forbye

(forby =) ـ نزدیک، از نزدیک، از پهلوى، جز، سواى، بعلاوه

۴

but

ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون

۵

save

نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که