فرهنگ آریانپور
اعتقاد داشتن
#۱۲٬۱۹۷
believe
باور کردن، اعتقاد کردن، گمان داشتن، ایمان آوردن، اعتقاد داشتن، معتقد بودن
daresay
با جرات گفتن (چیزى)، اعتقاد داشتن (به)
hold
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى
adhere
(adequancy =) ـ چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، وفا کردن، توافق داشتن، متفق بودن، جور بودن، (گیاه شناسى) به هم چسبیده بودن
accredit
اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن (به)، معتبر ساختن، اختیار دادن، اطمینان کردن (به)، مورد اطمینان بودن یا شدن، برسمیت شناختن (موسسات فرهنگى)، معتبر شناختن