فرهنگ آریان‌پور

سوار

#۱۲۱٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mounted

سوار شده، نصب شده

۲

cavalry man

سوار

۳

trooper

سپاهى، سوار، اسب سوارى، نظامى

۴

horseback

برپشت اسب، سوار، سوار بر اسب horsewoman

۵

lance

نیزه، ضربت نیزه، نیشتر زدن، نیزه زدن