سو
#۱۲۱٬۷۹۹
sou
مسکوک فرانسه یا سویس مساوى 0.05 فرانک
half
(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص
side
طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره
trepan
روند، متمایل شدن، تمایل داشتن، منجر شدن به، خم شدن، تمایل، چرخش، انحراف، خمیدگى، مسیر، استیل، سبک، روش، (معدن) جهت، طرف، سو
direction
جهت، سو، هدایت، دستور، رهبرى، اداره جهت، راه مسیر
way
راه، طریق، جاده، سبک (sabk)، طرز، طریقه
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه
flank
پهلو، تهیگاه، طرف، (علوم نظامى) جناح، از جناح حمله کردن، درکنار واقع شدن
stead
مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن
halves
دونیم کردن، دو نصف کردن
azimuth
(نجوم) قوس افقى در جهت گردش عقربه ساعت واقع بین نقطه ثابتى، (نجوم) نقطه جنوب، (دریانوردى) نقطه شمال، دایره قائمى که از مرکز جسم عبور مى کند، ازیموت ستاره، السمت، سمت