فرهنگ آریان‌پور

سو

#۱۲۱٬۷۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sou

مسکوک فرانسه یا سویس مساوى 0.05 فرانک

۲

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۳

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۴

trepan

روند، متمایل شدن، تمایل داشتن، منجر شدن به، خم شدن، تمایل، چرخش، انحراف، خمیدگى، مسیر، استیل، سبک، روش، (معدن) جهت، طرف، سو

۵

direction

جهت، سو، هدایت، دستور، رهبرى، اداره جهت، راه مسیر

۶

way

راه، طریق، جاده، سبک (sabk)، طرز، طریقه

۷

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۸

flank

پهلو، تهیگاه، طرف، (علوم نظامى) جناح، از جناح حمله کردن، درکنار واقع شدن

۹

stead

مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن

۱۰

halves

دونیم کردن، دو نصف کردن

۱۱

azimuth

(نجوم) قوس افقى در جهت گردش عقربه ساعت واقع بین نقطه ثابتى، (نجوم) نقطه جنوب، (دریانوردى) نقطه شمال، دایره قائمى که از مرکز جسم عبور مى کند، ازیموت ستاره، السمت، سمت