فرهنگ آریانپور
سهم دادن
#۱۲۱٬۷۴۹
mete
خط مرزى، کرانه، سنگ مرزى، سرحد، پیمانه اندازه گرفتن، پیمودن، دادن، سهم دادن
allot
تخصیص دادن، معین کردن، سهم دادن
impart
سهم بردن، بهره مند شدن از، رساندن، ابلاغ کردن، افشاء کردن، بیان کردن، سهم دادن، بهره مند ساختن، افاضه کردن
ration
(علوم نظامى) جیره، مقدار جیره روزانه، سهم، خارج قسمت، سهمیه، سهم دادن، جیره بندى کردن
admeasure
تعیین حصه کردن، سهم دادن، تقسیم کردن، (م.ل.) اندازه گرفتن
deal
(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن
parcel
جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن
allocate
اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن
apportion
بخش کردن، تقسیم کردن، تخصیص دادن