فرهنگ آریان‌پور

سهم دادن

#۱۲۱٬۷۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

mete

خط مرزى، کرانه، سنگ مرزى، سرحد، پیمانه اندازه گرفتن، پیمودن، دادن، سهم دادن

۲

allot

تخصیص دادن، معین کردن، سهم دادن

۳

impart

سهم بردن، بهره مند شدن از، رساندن، ابلاغ کردن، افشاء کردن، بیان کردن، سهم دادن، بهره مند ساختن، افاضه کردن

۴

ration

(علوم نظامى) جیره، مقدار جیره روزانه، سهم، خارج قسمت، سهمیه، سهم دادن، جیره بندى کردن

۵

admeasure

تعیین حصه کردن، سهم دادن، تقسیم کردن، (م.ل.) اندازه گرفتن

۶

deal

(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن

۷

parcel

جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن

۸

allocate

اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن

۹

apportion

بخش کردن، تقسیم کردن، تخصیص دادن