فرهنگ آریانپور
سه پایه
#۱۲۱٬۴۳۵
tripod
سه پایه، سه رکنى، چیزى که سه پایه داشته دوربین عکاسی و غیره
andiron
سه پایه، پیش بخارى، سه پایه اى که کنار بخارى مى گذاشتند
stand
(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات
tressel
(Trestle =) ـ سه پایه، ستون را روى پایه قرار دادن
trestle
(tressel =) ـ سه پایه، ستون را روى پایه قرار دادن
tristylous
(گیاه شناسى) سه ستونى، سه پایه
three legged
داراى سه پا، سه پایه، سه پا