فرهنگ آریان‌پور

سنگینی

#۱۲۱٬۳۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gravity

سنگینى، ثقل، جاذبه زمین، درجه کشش، وقار، اهمیت، شدت، جدیت، دشوارى وضع gravity heaviness heftiness

۲

ponderosity

سنگینى

۳

ponderousness

سنگینى

۴

weight

نزن، سنگینى، سنگ وزنه، چیز سنگین، سنگین کردن، بار کردن، وزن، وزنه اهمیت

۵

ballast

ماسه، هر چیز سنگینى چون شن و ماسه که در ته کشتى مى ریزند تا از واژگون شدنش جلوگیرى کند، بالاست، سنگینى، شن و خرده سنگى که در راه آهن به کار مى رود، کیسه شنى که در موقع صعود بالون پایین مى اندازند، سنگ و شن در ته کشتى یا بالون ریختن، سنگین کردن

۶

avoirdupois

اشیاء و اجناسى که با توزین فروخته مى شوند، مقیاس وزن اجناس سنگین، سنگینى، وزن

۷

heft

سنگین، ثقیل، بخش عمده، بلند کردن

۸

brunt

ضربه، لطمه، بار، فشار