فرهنگ آریانپور
اعتصاب کردن
#۱۲٬۱۳۵
walk out
اعتصاب کردن، کارى را ناگهان ترک کردن
picket
دستک، میخ چوبى، میخچه، چوب نوک تیز، چوب پرچین، کشیک، اعتصاب کردن، اعتصاب و جلوگیرى از ورود سایرین به محل کار، نرده کشیدن، مراقبت کردن، بستن، افسار کردن (اسب)، جلوکسى راه رفتن یا ایستادن
strike
(past: struck ; past participle: struck) ـ زدن، ضربت زدن، خوردن به، بخاطر خطور کردن، سکه ضرب کردن، اعتصاب کردن، اصابت، اعتصاب، ضربه، برخورد، ضربه زدن
go out
خاموش شدن، اعتصاب کردن، دست کشیدن از، چاپ یا منتشر شدن، بیرون رفتن