فرهنگ آریان‌پور

سنگفرش کردن

#۱۲۱٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

flag

پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن

۲

pave

اسفالت کردن، سنگفرش کردن، صاف کردن، فرش کردن

۳

hard surface

سطح چیزى (مثل جاده) را فرش کردن، آجرفرش کردن، سنگفرش کردن