فرهنگ آریانپور
سنگدل
#۱۲۱٬۲۲۶
implacable
سنگدل، کینه توز
hardhearted
سنگدل، دل سخت
flint hearted
سنگدل
unholy
نامقدس، کفر آمیز، سنگدل
obdurate
سخت دل، بى عاطفه، سرخت، لجوج، سنگدل
unfeeling
بى عاطفه، سنگدل، بى حس، فاقد احساسات
inexorable
نرم نشدنى، سخت، سنگدل، بى شفقت، تسلیم نشدنى
implacability
نرم نشدنى، سنگدل، آرام نشدنى، تسکین ناپذیرى، کینه توزى، سختى
hard hearted
سخت دل، سنگدل، دل سخت
fell
(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن fall
brute
جانورخوى، حیوان صفت، بى خرد، سبع، بى رحم، جانور، حیوان، (مجازى) آدم بى شعور و کودن یا شهوانى
cruel
بیرحم، ظالم، ستمکار، ستمگر، بیدادگر
callous
سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى coldblooded
barbarian
بیگانه، اجنبى، آدم وحشى یا بربرى
barbarous
وحشى، بى تربیت، بیگانه، غیر مصطلح bloodyminded