فرهنگ آریان‌پور

سنگدل

#۱۲۱٬۲۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

implacable

سنگدل، کینه توز

۲

hardhearted

سنگدل، دل سخت

۳

flint hearted

سنگدل

۴

unholy

نامقدس، کفر آمیز، سنگدل

۵

obdurate

سخت دل، بى عاطفه، سرخت، لجوج، سنگدل

۶

unfeeling

بى عاطفه، سنگدل، بى حس، فاقد احساسات

۷

inexorable

نرم نشدنى، سخت، سنگدل، بى شفقت، تسلیم نشدنى

۸

implacability

نرم نشدنى، سنگدل، آرام نشدنى، تسکین ناپذیرى، کینه توزى، سختى

۹

hard hearted

سخت دل، سنگدل، دل سخت

۱۰

fell

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن fall

۱۱

brute

جانورخوى، حیوان صفت، بى خرد، سبع، بى رحم، جانور، حیوان، (مجازى) آدم بى شعور و کودن یا شهوانى

۱۲

cruel

بیرحم، ظالم، ستمکار، ستمگر، بیدادگر

۱۳

callous

سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى coldblooded

۱۴

barbarian

بیگانه، اجنبى، آدم وحشى یا بربرى

۱۵

barbarous

وحشى، بى تربیت، بیگانه، غیر مصطلح bloodyminded