فرهنگ آریان‌پور

اعتراض شدید کردن

#۱۲٬۰۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

squawk

جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد