فرهنگ آریان‌پور

سنجیده

#۱۲۰٬۸۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

guarded

ملاحظه کار، با احتیاط، سنجیده، نگه دارى شده

۲

weighty

سنگین، و زین، موثر، سنجیده، با نفوذ، پربار

۳

thought out

تفکر شده، فکر شده، سنجیده، مطالعه شده

۴

mature

بحد بلوغ یا رشد رساندن، کامل کردن، بالغ، رشد کردن، کامل، سررسیده شده

۵

careful

با دقت، با احتیاط، مواظب، بیمناک

۶

prudent

(prudential =) ـ محتاط، از روى احتیاط

۷

measured

اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن measure

۸

deliberate

تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن