فرهنگ آریانپور
سنجیده
#۱۲۰٬۸۲۶
guarded
ملاحظه کار، با احتیاط، سنجیده، نگه دارى شده
weighty
سنگین، و زین، موثر، سنجیده، با نفوذ، پربار
thought out
تفکر شده، فکر شده، سنجیده، مطالعه شده
mature
بحد بلوغ یا رشد رساندن، کامل کردن، بالغ، رشد کردن، کامل، سررسیده شده
careful
با دقت، با احتیاط، مواظب، بیمناک
prudent
(prudential =) ـ محتاط، از روى احتیاط
measured
اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن measure
deliberate
تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن