فرهنگ آریان‌پور

اعتراض

#۱۲٬۰۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

protest

اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن

۲

protestation

اعتراض، واخواهى، اظهار جدى، ادعا، تصریح

۳

squawk

جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد

۴

defiance

مبارزه طلبى، دعوت به جنگ، بى اعتنایى، مخالفت، مقاومت، اعتراض

۵

exception

استثنا، استثناء، اعتراض، رد

۶

objection

ایراد، اعتراض، مخالفت، استدلال مخالف

۷

remonstrance

سرزنش، نکوهش، تعرض، اعتراض، مخالفت

۸

animadversion

قوه ى ادراک، ملاحظه، مراقبت، مشاهده، اعتراض، تذکر و اعلام خطر، انتقاد

۹

beef

گوشت گاو، پروارى کردن و ذبح کردن، شکوه و شکایت کردن، تقویت کردن

۱۰

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۱۱

ejaculation

بیرون دادن، انزال

۱۲

representation

نمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائه