فرهنگ آریانپور
اعتدال
#۱۲٬۰۶۳
equinox
اعتدال شب و روز، نقطه اعتدالین
temperance
اعتدال، میانه روى، طرفدارى از منع نوشابه هاى الکلى، خوددارى equability
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
sobriety
هشیارى (در برابر مستى)، متانت، اعتدال
moderation
میانه روى، اعتدال
modesty
آزرم، شکسته نفسى، عفت، فروتنى