فرهنگ آریان‌پور

سماجت ورزیدن

#۱۲۰٬۳۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hang on

سماجت ورزیدن، ادامه دادن، دوام داشتن، ثابت قدم بودن

۲

hang out

محل آویختن چیزى (مثل رجه)، میعادگاه، آویختن، سماجت ورزیدن، مسکن کردن، والمیدن