فرهنگ آریان‌پور

سماجت‌ کردن

#۱۲۰٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

persist

سماجت کردن، پافشارى کردن، اصرار کردن، ایستادگى

۲

importune

مصرانه خواستن، اصرار کردن به، عاجز کردن، سماجت کردن، ابرام کردن، مصرانه

۳

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۴

buttonhole

سوراخ دکمه، مادگى، مزاحم شدن