فرهنگ آریان‌پور

سم دار

#۱۲۰٬۳۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ungual

ناخن، ناخن دار، سم دار، شبیه سم، ناخنى

۲

hoofed

سم، کفشک، حیوان سم دار، به اسم زدن، لگد زدن، پاى کوبیدن، رقصیدن، به شکل سم

۳

ungulate

به شکل ناخن، به شکل سم، سم دار، جانور سم دار

۴

virulent

زهر آگین، سم دار، تلخ، تند، کینه جو، بدخیم